ترمینولوژی حقوقی جدید

ترمینولوژی حقوقی جدید

۱- اینکه در کشوری تنش های سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد، طبیعی و پذیرفتنی است. اینکه طرفین یا اطراف این تنش ها به یکدیگر انواع خطاها و جرم ها و قصورها و تقصیرها را – از ریز تا درشت – با تقبل آثار حقوقی و قضایی چنین انتساب هایی نسبت دهند، باز هم قابل توجیه است اما شدت و نوع موارد انتسابی به میزان انصاف و در عین حال ساختارفرهنگی و اخلاقی طرفین یا اطراف چالش بستگی دارد.

حتی اینکه طرف پرزورتر و آنکه به اصطلاح دست بالا را دارد، به طرف کم زورتر سخت بگیرد و احیاناً قلع و قمع کند و بگیر و بیند راه بیندازد، شگفت انگیز نیست. به ویژه اگر محل وقوع این داستان ها جهان سوم باشد. در این مورد هم رعایت یا عدم رعایت قواعد بازی یعنی قوانین ماهوی و شکلی کیفری، در بگیر و ببندها به میزان انصاف و در عین حال دوراندیشی طرف پرزورتر بستگی دارد. مال اندیشان جایی برای سازش و بازگشت باقی می گذارند و آنها که دوراندیش نیستند، نه.

 

۲- در این زد و خوردها معمولاً آنچه طرفین یا اطراف به هم نسبت میدهند، یکی از عناوین زیر را میتواند داشته باشد:

الف- یا «توهین» و دشنام است که هرگاه عرفاً باعث و هن شناخته شود مرتکب قابل تعقیب خواهد بود.

ب- یا نسبت دادن صریح جرم تعریف شده در قانون است که از باب افترا و در صورت عجز نسبت دهنده از اثبات صحت انتساب قابل پیگرد خواهد بود.

پ- یا نسبت دادن اکاذیبی است که هرگاه قصد اضرار به طرف یا تشویش اذهان احراز و برای نسبت دادن از ابزارهای برشمرده در قانون استفاده شود، مرتکب به عنوان «اشاعه اکاذیب» قابل تعیب خواهد بود.

در این حالات تکلیف طرفین یا اطراف قضیه روشن است. طرفی که می گوید و نسبت می دهد نتایج احتمالی عملش را می داند و طرف مقابل هم اگر بخواهد از طرق قانونی احقاق حق کند، می تواند.

 

۳- موضوع وقتی پیچیده می شود که در این دعواها از الفاظ و تعبیرهایی استفاده شود که در هیچ یک از گروه های پیش گفته نمی گنجند و در عین حال انتساب آنها به افراد یا اشخاص می تواند دودمان آنها را به یاد دهد و یا حداقل اگر اهل سیاست باشند، زندگی سیاسی آنها را به آخر برساند. فراموش نکنیم در کشور ما دخالت جدی در سیاست به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان و رئیس جمهور و صدها سمت دیگر مستلزم «تأیید صلاحیت» است و رد صلاحیت صرفاً بر مبنای داشتن پیشینه کیفری مؤثر صورت نمی گیرد. بلکه اظهار نظر هر روزنامه و مجله و همسایه و همکار و…. ممکن است ثبت و ضبط و زمانی باعث رد صلاحیت شود.

 

۴- با این مقدمات عرض می کنیم استفاده از تمبیراتی چون: کودتای پارلمانی (که چند سال پیش عنوان شد) انقلاب نارنجی انقلاب مخملی و براندازی نرم ممکن است از جهت ژورنالیستی جذاب و جالب باشد. اما وقتی به طور جدی و از زبان کسانی که گفتارشان باعث ترتب آثار میشود مطرح گردد، این اشکال را ایجاد می کند که نه طرف قضیه تکلیفش را می داند و نه خواننده و شنونده موضوع را در می یابد و نه حتی خود گوینده و نویسنده، اگر در مقابل این پرسش قرار گیرد که «داستان چیست؟» قادر به پاسخگویی خواهد بود.

 

۵- حاصل اینکه یا باید ترمینولوژی حقوقی و کیفری را دوباره بنویسیم و پدیده های پیشگفته و معادلات چند مجهولی همانند انها را حل کنیم و یا بهتر است برای بیان و تشریح پدیده ها از اصطلاحات و کلمات تعریف شده استفاده کنیم تا تکلیف همه روشن باشد.

 

۴ مرداد ۱۳۸۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *