قالب وردپرس افزونه وردپرس

جناب وکیل مهرداد قربانی سرابی برای استاد بهمن کشاورز می نویسد

 

جماعت سخن و اهل عمل

فرق است بین جماعت و افرادسخن گو و انسان هایی که سخن تنها نمی گویند و سخن آنان با عمل ایشان منطبق است . وجود این دسته از انسان ها نعمت و برکت است . می شود آنان را به مروارید داخل صدف تشبیه نمود. نادر هستند و در عمق دریا یافت می شوند.اگر پیدا شوند ارزشمند هستند و باید حفظ شوند.

سال گذشته مرد عمل و سخندان و سخنوری توانا، همراه با اندیشه پاک همراه با گرایشات والآی انسانی  در این هنگام با عالم خاک وداع کرد و به دیار باقی شتافت .غم و اندوه وجودمان را فرا گرفت . آن مرد کسی نبود جز استاد شریف شادروان بهمن کشاورز مردی که اسوه انسانیت و استواری بود تنها سخن نمی فرمود.  عمل می کرد . نه یک نوبت بلکه به دفعات مکرر ، همچون پدر عاشق خانواده وکالت و حرفه فرزندان خود بود . مانند کوه استوار پشت جامعه وکالت ایستاده بود .

خاطرات بسیاری از این مرد بزرگ همراه با عمل وجود دارد و شاید از جانب بسیاری از عزیزان نقل شده باشد ولی یقیین دارم تنها ناظر این خاطره بودم – در سال ١٣٧۶که تحول و اصلاحات ،  امید مردم برای پیمودن راه ترقی و پیشرفت ایران عزیزمان شد . صرف نظر از اینکه چه سرانجام و عاقبتی داشت . استاد بهمن کشاورز وکالت مدافعان و پرچمداران اصلاحات را بر عهده گرفت . شهرداری تهران و در راس آن آقای کرباسچی و سایر وابستگان به عنوان متهم به دادگاه های عام کارکنان دولت مستقر در دادسرای فعلی( چهارراه گلو بندک) احضار می شدند. به همراه هریک از مدیران یک وکیل از تیم و یاران روانشاد بهمن کشاورز همراه می شد . تا یک روز خود استاد بهمن بعنوان متهم به شعبه ٣۶ دادگاه عمومی کارکنان تهران احضار شد . قاضی احضار کننده آقای دقیقی بودند،استاد کشاورز راس ساعت ٨ صبح روز بارانی  مقابل شعبه حضور یافتند . اما کیف همراه ایشان غیر معمول بود و با کیف همیشه فرق داشت حجیم بود. سئوال کردم ؛ کیف متفاوت است . فرمودند :  حاوی لوازم است- معلوم شد جناب استاد کشاورز البسه و لوازم مورد نیاز برای اعزام به زندان را داخل کیف قرار داده اند و منتظر بودند  تا چنانچه با دستور قاضی دقیقی به زندان اعزام شدند معطل وسایل ضروری نمانند . اگرچه به زندان تشریف نبردند ولی برای دفاع از کیان حق دفاع و استقلال وکیل آماده و مهیا برای تحمل حبس بودند . در طول ایام گرانقدر که افتخار مجاورت و تلمذ نزد  استاد فرهیخته و عاشق حرفه شریف وکالت را داشتم . همواره ایشان را مصمم دیدم بر سر استقلال کانون مذاکره نفرمودند و یک نوبت سخن فرمودند و آن هم “خیر ” بود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد ، علاقه یی به دیدار با مسئولین عالی مقام قوه محترم قضاییه و از دست دادن حق مکتسب استقلال که مربوط به قریب شصت سال پیش است  و مذاکره بر سر این حق نداشتند.

ارادتمندو اندوه گین همیشگی

شاگرد کوچک استاد کشاورز

مهرداد قربانی سرابی

مورخ ٢/٢/١٣٩٩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *